آرام بگیر
-
تاریخ: 1405/4/25 ساعت: 11:39
آرام بگیربلوط تنهای کهنسالکوچ نشین ها هر بهارو پائیز از راه میرسند.در خنکای سایه اتپیاله ای مینوشندوبه راه می افتندآرام بگیر مندیر راهکبک بی قرار لاله های واژگونجای جای این جادهطنین انداز دی بلال ایلی استکه باد درعبور از رودها و دشتهااز دل تخت سنگ ها مینوازد.کاظم جدایی
بادبادک
-
تاریخ: 1405/4/25 ساعت: 11:39
باد بادکی به روسری اش آویخته بودابرهانهنگی سفید زائیدندآسمان سوتی کش دار کشیدوبازی تمام شد.
به بانوی قرمز پوش
-
تاریخ: 1405/4/25 ساعت: 11:39
پنجره هااز خیابان گذشته بودندعقربه هااز اعداد دوازده گانهسال ها از پی همانتظار همیشه به خط پایان نمیرسد.وصندلی های قرمز پوشمیدان فردوسیمیزبان خوبی برای ملاقات های دونفره نیستند.
سرباز
-
تاریخ: 1405/4/25 ساعت: 11:39
پیشانی اش را به خاک مالید مجالی برای فکر کردن نبود پیشانی اش را نشانه رفت وبعد ماشه را کشید.
به بکتاش آبتین
-
تاریخ: 1402/8/24 ساعت: 15:02
مرگ را به سخره گرفته لبخندهای تو آبتین. درقاب این همه تزویر نمی گنجد این بیرق سفید. به نام صلح. به نام انسان. به نام آزادی.
قل باسم حرية الإنسان
-
تاریخ: 1402/8/24 ساعت: 15:02
از نو بخوان محمد روزه سکوت گرفته ایم و پیروان آئینت آیه آیه بر زمین می ریزند.
باید
-
تاریخ: 1402/8/24 ساعت: 15:02
سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۴۰۲ | 23:32 | کاظم جدایی - تکان نمی خورد این صندلیقدم نمی زند این عصاسمفونی غمناکی است بادباید دهان این چمدان را بستبایدرفته رفتهرفت. Adblock test (Why?)