
آرام بگیر
بلوط تنهای کهنسال
کوچ نشین ها
هر بهارو پائیز از راه میرسند.
در خنکای سایه ات
پیاله ای مینوشند
وبه راه می افتند
آرام بگیر

مندیر راه
کبک بی قرار لاله های واژگون
جای جای این جاده
طنین انداز دی بلال ایلی است
که باد
درعبور از رودها و دشتها
از دل تخت سنگ ها
مینوازد.
کاظم جدایی
برچسب:
نویسنده: مریم اسدی

باد بادکی
به روسری اش آویخته بود
ابرها

نهنگی سفید زائیدند
آسمان سوتی کش دار کشید
و
بازی تمام شد.
برچسب:
نویسنده: مریم اسدی

پنجره ها
از خیابان گذشته بودند
عقربه ها
از اعداد دوازده گانه

سال ها از پی هم
انتظار همیشه به خط پایان نمیرسد.
وصندلی های قرمز پوش
میدان فردوسی
میزبان خوبی برای ملاقات های دونفره نیستند.
برچسب:
نویسنده: مریم اسدی

پیشانی اش را
به خاک مالید

مجالی برای فکر کردن نبود
پیشانی اش را نشانه رفت
وبعد
ماشه را کشید.
برچسب:
نویسنده: مریم اسدی
مرگ را به سخره گرفته لبخندهای تو آبتین. درقاب این همه تزویر نمی گنجد این بیرق سفید. به نام صلح. به نام انسان. به نام آزادی.
برچسب:
نویسنده: مریم اسدی
از نو بخوان محمد روزه سکوت گرفته ایم و پیروان آئینت آیه آیه بر زمین می ریزند.
برچسب:
نویسنده: مریم اسدی